تو نیستی که ببینی ...

هرشب میان مقبره ها راه می روم ... (غزلی از علی داوودی)
نویسنده : سپهر - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۸

باید که لهجه کهنم را عوض کنم

این حرف مانده در دهنم را عوض کنم

 

یک صبح تازه را بس‍ُرایم از آفتاب

شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

 

دارم میان مقبره‌ها راه می‌روم

شاید هوای زیستنم را عوض کنم

 

بردار زخمهای مرا مرهمی بیار

بگذار وصله‌های تنم را عوض کنم

 

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود

از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

 

من که هنوز خسته باران دیشبم

فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم

 

علی‌ داوودی


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()
دستی از دور به هرم غزلم داشته باش ... (غزلی از محمد علی بهمنی)
نویسنده : سپهر - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦

با تو از خویش نخواندم، که مجابت نکنم

خواستم تشنه ی این کهنه شرابت نکنم

 

گوش کن از من و بر همچو منی گوش مکن

تا که ناخواسته مشتاق عذابت نکنم

 

دستی از دور به هرم غزلم داشته باش

که در این کوره احساس مذابت نکنم

 

گاه باران همه ی دغدغه اش باغچه نیست

سیل بی گاهم و ناگاه خرابت نکنم!؟

 

فصلها حوصله سوزند بپرهیز که تا

فصل پر گریه ی این بسته کتابت نکنم

 

هر کسی خاطره ای داشت ، گرفت از من و رفت

تو بیندیش که تا بیهده قابت نکنم!!

 

محمدعلی بهمنی

 

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()
حضرت پاییز ... (غزلی از علیرضا بدیع)
نویسنده : سپهر - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢

 

به مناسبت تولد خودم در اول مهر ...

 

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند

 

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش

خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

 

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار

راز درخت باغچه را برملا کند

 

او قول داده است که امسال از سفر

اندوه‌های تازه بیارد، خدا کند

 

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا

او قول داده است به قولش وفا کند

 

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است

جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند

 

شاید اثر کند، وَ خداوندِ فصل ها

یک فصل را بخاطر او جا به جا کند

 

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را

تقدیر خواست راه شما را جدا کند

 

خش خش ... ، صدای پای خزان است، یک نفر

در را به روی حضرت پاییز وا کند...

 

علیرضا بدیع

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()