تو نیستی که ببینی ...

خوشبخت (غزلی از فاضل نظری / آن ها)
نویسنده : سپهر - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٤


خوشبخت، یوسف به سفر رفته‌ی من است

یار سراغ دگر رفته‌ی من است

 

آینده و گذشته‌ی محتوم من یکی‌ست

تقدیر، خنجر به جگر رفته‌ی من است

 

این چشمه‌ای که بر سر خود می‌زند مدام

فواره نیست، طاقت سر رفته‌ی من است

 

مست و است و شور‌بخت که سر می‌زند به سنگ

دریا جوانی به هدر رفته‌ی من است

 

هر غنچه‌ای که سر زند از خاک، بعد از این

لبخند یوسف به سفر رفته‌ی من است

 

فاضل نظری، آن‌ها

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()