تو نیستی که ببینی ...

خنجر از بیگانه خوردن سخت و درمان سخت تر ... (غزلی از علیرضا بدیع)
نویسنده : سپهر - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳

 

خنجر از بیگانه خوردن سخت و درمان سخت‌تر

نیشخند دوستان اما دوچندان سخت‌تر

 

خنده‌هایم خنده‌ی غم،‌ اشک‌هایم اشک شوق

خنده‌های آشکار از اشک پنهان سخت‌تر

 

چید بالم را و درهای قفس را باز کرد

روز آزادی‌ست از شب‌های زندان سخت‌تر

 

صبح گل آرام در گوش چنار پیر گفت:

هرکه تن را بیشتر پرورد، شد جان سخت‌تر

 

مرگ آزادی‌ست وقتی بال و پر داری، کنون

زندگی سخت است اما مرگ از آن سخت‌تر

 

علیرضا بدیع

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()