تو نیستی که ببینی ...

آه گاهی با نگاهی می نشیند در دلت ... (غزلی از احسان نوری)
نویسنده : سپهر - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧

آه گاهی با نگاهی می‌نشیند در دلت

با نگاهی مثل آهی می‌نشیند در دلت

 

خوابگرد خسته راه خانه را گم کرده‌است

می‌رسد از کوره راهی می‌نشیند در دلت

 

چشم چشمه چشم برکه چشم دریاچه ولی

آن پری آن شاه ماهی می‌نشیند در دلت

 

عشق یک سو داغ هجران است و یک سو شوق وصل

در میان این دو راهی می‌نشیند در دلت

 

گرچه مغروری خودت هم خوب می‌دانی که او

چه بخواهی چه نخواهی می‌نشیند در دلت

 

چون پر کاهی میان کوه سوزن او شبی

با نسیمی اشتباهی مینشیند در دلت

 

احسان نوری


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()