تو نیستی که ببینی ...

مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیف ... (غزلی از مهدی عابدی)
نویسنده : سپهر - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢

مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیف

بر لبانت نقش بست آن‌روز لبخندی کثیف

 

خوب یادم هست آن لبخند زهرآلود را
پارک ساعی، ساعت شش، عصر اسفندی کثیف

 

پنج ماه از بیستم اسفند تا مرداد رفت
ما جدا اما رقم می‌خورد پیوندی کثیف

 

رفتی و در نکبت تنهایی‌اش جان کند دل

مثل یک زندانی مسلول در بندی کثیف

 

بی‌تو تهران چیست؟ آیا از بلندی دیده‌ای؟

آسمانی تیره، برجی کج، دماوندی کثیف

 

مهدی عابدی


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()