تو نیستی که ببینی ...

پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر! ... (غزلی ازقیصرامین پور)
نویسنده : سپهر - ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱

 

پیش بیا ! پیش بیا ! پیشتر!

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست‌ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد بجز از نام تو

بر رگ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

 

قیصرامین پور

 


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()