تو نیستی که ببینی ...

طفلِ زمین‌خورده ... (غزلی از فاضل نظری / آن ها)
نویسنده : سپهر - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳

 

بغض فروخورده‌ام، چگونه نگریم؟

غنچه‌ی پژمرده‌ام، چگونه نگریم؟

 

رودم و با گریه دور می‌شوم از خویش

از همه آزرده‌ام، چگونه نگریم؟

 

مرد مگر گریه می‌کند؟ چه بگویم

طفلِ زمین‌خورده‌ام، چگونه نگریم؟

 

تنگ پر از اشک و چشم‌های تماشا

ماهی دلمرده‌ام، چگونه نگریم!

 

پرسشم از راز بی‌وفایی او بود

حال که پِی برده‌ام، چگونه نگریم؟

 

فاضل نظری، آن‌ها

.


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()