تو نیستی که ببینی ...

آن روزها ... (غزلی از فاضل نظری / آن ها)
نویسنده : سپهر - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٧

ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جستجو نکن

آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن

 

دیگر سراغ خاطره‌های مرا مگیر

خاکسترِ گداخته را زیر و رو مکن

 

در چشم دیگران منشین در کنار من

ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

 

راز من است غنچه‌ی لب‌های سرخ تو

راز مرا برای کسی بازگو مکن

 

دیدار ما تصور یک بی‌نهایت است

با یکدگر دو آینه را رو برو مکن

 

فاضل نظری، آن‌ها

.


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()