تو نیستی که ببینی ...

رازدان ... (غزلی از فاضل نظری / آن ها)
نویسنده : سپهر - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٧

 

ما را برای رونق بازار می‌خواهی

ای باغبان تا چند گل را خوار می‌خواهی

 

اسفندو فروردین ما فرقی نخواهد داشت

تقویم را بیهوده در تکرار می‌خواهی

 

پاداش حرف حق زدن جز سربلندی نیست

حق با من است اما مرا بر دار می‌خواهی

 

ای دل چرا دست از سر من برنمی‌داری؟

تا کی مرا از زندگی بیزار می‌خواهی؟

 

ای عشق، ای سنگ صبور روزهای من

امشب خودت هم محرم اسرار می‌خواهی

 

فاضل نظری، آن‌ها

 

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()