تو نیستی که ببینی ...

آن دو برادر ... (غزلی از فاضل نظری / آن ها)
نویسنده : سپهر - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳

 

تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان

انتظار همه را نیز به آخر برسان

 

همه پرورده‌ی مهرند و من آزرده‌ی قهر

خیر در کار جهان نیست، تو هم شر برسان

 

لاله در باغ تو رویید و شقایق پژمرد

به جگرسوختگان داغ برابر برسان

 

مَردم از ماتم من شاد  و من از غم خشنود

شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

 

مرگ یا خواب؟! چقدر این دو برادر دورند

مژده‌ی وصل برادر به برادر برسان

 

فاضل نظری، آن‌ها

 

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()