تو نیستی که ببینی ...

پزواک ... (غزلی از فاضل نظری / آن ها)
نویسنده : سپهر - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤

بستن زلف رها سنگدلی می‌خواهد

دل شکستن همه‌جا سنگدلی می‌خواهد

 

چون دلت حال مرا دید نپرسید چرا

عشق بی‌چون‌و‌چرا سنگدلی می‌خواهد

 

تو هم ای بخت، ملامتگر ما باش، ولی

سرزنش کردن ما سنگدلی می‌خواهد

 

کوه بودم همه‌ی عمر و نمی‌دانستم

راه بستن به صدا سنگدلی می‌خواهد

 

رود یک عمر مرا گفت بیا تا دریا

سنگ ماند به خدا سنگدلی می‌خواهد

 

کربلا آمد و من حرّ گرفتار، بیا

دل ندادن به بلا سنگدلی می‌خواهد

 

فاضل نظری، آن‌ها

 

دعوتید به کانال تلگرام من ... (ورود)


comment هرچه می خواهد دل تنگت بگو ... ()