تردید یقینی (غزلی از فاضل نظری / ان ها)

 

تقدیر نه در رمل نه در کاسه‌ی چینی‌ست؟!

آینده‌ی ما دورتر از آینه‌بینی‌ست

 

ما هرچه دویدیم، به جایی نرسیدیم

ای باد! سرانجام تو هم گوشه‌نشینی‌ست

 

از خاک مرا برد و به افلاک رسانید

این است که من معتقدم؛ عشق زمینی‌ست

 

یک لحظه به بخشایش او شک نتوان کرد

با این همه، تردید در این باره یقینی‌ست

 

شادم که به هر حال به یاد توأم، اما

خون میخورم از دست تو و باز غمی نیست

 

فاضل نظری، آن‌ها

/ 8 نظر / 210 بازدید
یسنا

بسیارممنونم بخاطر لطف واحترام به خوانندگان وبازدیدکنندگان وبلاگتان.

شیوا

شعر خوب است اما در مصرع آخر غمی نیست با زمینی ویقینی هماهنگ به نظر نمی رسد

‌رها

[گل]وبلاگ قشنگی دارید.

برای خدا

سلام و سپاس فراوان بخاطر وبلاگ زیبایتان، بهرهمند شدیم

گلناز

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند … از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟! وقتی کســی جایت آمد … دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند … میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه … فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود ! و این است بازی باهــم بودن … ......................................................

حسین

سلام متاسفانه آقای نظری اشعارشان اکثر فاقد اندیشه های ناب است واقعا انسان روز به روز به قدر و مقام حسین منزوی نابغه(ره) بیشتر پی میبرد. از شما هم سپاسگزارم

ادیب

تقدیر نه در رمل... "در " جا افتاده جسارتا انتخاب هاتون حرف نداره عزیز پاییزتون بی ملال