یک رباعی از فاضل نظری

یک رباعی از فاضل نظری برای حضرت عباس (س)

 

ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار

برخیز چه پیشامده این بار علمدار

 

گیریم که دست و علم و مشک بیفتد

برخیز فدای سرت انگار نه انگار

 

/ 17 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

سلام این اشعار فوق العاده است امیدوارم مردم کشورم روزی همه با هم خوب و مهربون باشن تا خدا به سرزمینمون برگرده. لطفا چند شعر رو واسم ایمیل کنید ممنون شاد باشید.

محمود عزیزی

اشعار زیبایی بود امید وارم بعد از این نیز شعر های ایشان را مطالعه کنم

abalfazli

سلام به شما دوست عزیز وبلاگتون خیلی زیبا و جالبه مخصوصا این شعر زیبایی که اینجا قرار دادید به وبلاگ منم سر بزنید خوشحال میشم . موفق باشید و ابالفضلی ...

احمد

یا قمر بنی هاشم فدای سرت سرورم برخیز فدای سرت انگار نه انگار

فرخ وند(حسابداران دزفول)

قبلا شعرهای زیادی از فاضل نظری خوندم، این شعرارو تازه دیدم و خوندم و واقعا لذت بردم، واقعا زیبا بودن، واقعا... تموم شعرهایی که گذاشتید رو خوندم، دستت درد نکنه [گل] آقای نظری چه کتابهایی چاپ کردن؟؟ چنتا؟؟

زهرا

بسیار ممنونم مثل همیشه شعرای آقای نظری حرف ندارن

M.P

سایتتون مثل شعراتون عالی بود خیلی خیلی لذت بردم و استفاده کردم با اجازتون با ذکر نام خودتون شعراتونو برای دوستامم فرستادم موفق باشید

مهدیه قم

ای چشم تو بیمار..گرفتار..گرفتار* برخیز چه پیشامده این بار علمدار* گیرم که دست وعلم ومشک بیفتد**برخیز فدای سرت انگار نه انگار......غوغا بپا شد دردلم با این دوبیتی که خودش روضه ای بود ...خداخیرتون بده و بی نهااااااااااایت ممنونم بخاطرانتخاب زیبای شعر وتصویرتون که دلمونو کربلایی کردین.... درپناه خدا باشیییییییییییین..

علیرضا

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج ای موی پریشان تو دریای خروشان بگذار مرا غرق کند این شب مواج یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج ای کشته سوزانده بر باد سپره جز عشق نیاموختی از قصه ی حلاج یک بار دگر کاش به ساحل برسانی صندوقچه ای را که رها گشته در امواج

خیلی زیبا بود، همه شعر ها زیبا هستند. زنده باد.