مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیف ... (غزلی از مهدی عابدی)

مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیف

بر لبانت نقش بست آن‌روز لبخندی کثیف

 

خوب یادم هست آن لبخند زهرآلود را
پارک ساعی، ساعت شش، عصر اسفندی کثیف

 

پنج ماه از بیستم اسفند تا مرداد رفت
ما جدا اما رقم می‌خورد پیوندی کثیف

 

رفتی و در نکبت تنهایی‌اش جان کند دل

مثل یک زندانی مسلول در بندی کثیف

 

بی‌تو تهران چیست؟ آیا از بلندی دیده‌ای؟

آسمانی تیره، برجی کج، دماوندی کثیف

 

مهدی عابدی

/ 2 نظر / 58 بازدید
محمد شریف

سلام خسته نباشید با دو کار"هر چند بسیار ضعیف"منتظر نقدهای سازنده شما دوست عزیزم می مانم برای بهتر شدنم به راهنمایی های شما نیازمندم ممنون منتظرم….

مژده

سلام مي شه اي ميل شما رو داشته باشم آقاي عابدي؟ مژده شاعري نوپا