هست و نیست (غزلی از فاضل نظری / آن ها)


چشم به قفل قفسی هست و نیست

مژده‌ی فریادرسی هست و نیست

 

می‌رسد و می‌گذرد زندگی

آه که هر دم نفسی هست و نیست

 

حسرت آزادی‌ام از بند عشق

اول و آخر هوسی هست و نیست

 

مرده‌ام و باز نفس می‌کشم

بی تو در این خانه کسی هست و نیست

 

کیست که چون من به تو دل بسته است؟

مثل من ای دوست بسی هست و نیست

 

فاضل نظری، آن‌ها

/ 3 نظر / 82 بازدید
فتانه

کیستی تو؟

محمد

هرکی هستی وبلاگ قشنگ و پر محتوایی داری. خوشم اومد

علیرضا

بسیار زیبا بود با افتخار لینک شدید