دست عشق از دامن دل دور باد ... (غزلی از قیصر امین پور)

دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟

 

می‌توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

 

موج را آیا توان فرمود: ایست!

باد را فرمود: باید ایستاد؟

 

آنکه دستور زبان عشق را

بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

 

خوب می‌دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی‌بایست داد

 

قیصر امین پور

/ 3 نظر / 111 بازدید
م. غریبه

توی غزلهایی که گذاشتی غم غربت می بینم! نکنه تو هم غریبه ای؟

مهرداد امامی رود سری

بسم رب النور سلام علیکم رحمت کناد واقعا غزل دلنشین و زیبائی بود با کسب اجازه برای اخوی گرامم جناب آقای دکتر حسین امامی و دوست عزیزم جناب دکتر سعید بیات فرستادم

یسنا

سلام نسل ما وامدار این بزرگ مرد عاشق است او که مابا شعر< بوی ماه مهرش>روزهای شیرین کودکیمان را گذراندیم وبا شعر<راز زندگی > ادراک کردیم فلسفه رویش را با کتاب <گل ها همه افتابگردانن >عاشق شودیم وزیستیم عاشقانه وبا <دستور زبان عشق >به دنیا یی رسیدم پراز عشق وزیبایی وحیرت جای فراسوی ذهن وخیال. وامروز برایش از ته جانمان فاتحه ای بفرستیم به خاطر همه ی خوبیهایش.