افسانه (غزلی از فاضل نظری / آن ها)

هرگاه یک نگاه به بیگانه می کنی

خون مرا دوباره به پیمانه می‌کنی

 

ای آنکه دست بر سر من می‌کشی! بگو

فردا دوباره موی که را شانه می‌کنی؟

 

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن!

باشد، ولی نصیحت دیوانه می‌کنی

 

ای عشق سنگدل که به آیینه سر زدی

در سینه‌ی شکسته‌دلان خانه می‌کنی؟

 

بر تن چگونه پیله ببافم که عاقبت

چون رنگ رخنه در پر پروانه می‌کنی

 


عشق است و گفته‌اند که یک قصه بیش نیست

این قصه را به مرگ خود افسانه می‌کنی


 

فاضل نظری، آن‌ها

/ 24 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

سلام با تشکر از اشعار قشنگی که گذاشتید و احسنت به شاعری که اینچنین اشعار خوب و با مسمایی رو سروده این شعرش که خیلی زیباست اگه خواننده بودم حتما میخوندمش[نیشخند] اگه این شاعر عزیز در مدح ائمه هم شعر داره توی وبلاگتون بذارید ممنون میشم موفق باشید عزیز

علی

تشکر از سایتتون...شعر های مذهبی هم بذارید.وب غریبترین مادر سر بزنید

رضا مولوی

سلام استاد... واقعا شعر زیبا و با احساسی بود استاد خیلی علاقه مندم که شعرهای من رو هم بخونید البته اگر افتخار بدید

نسیمی

بسیار لذت بردم از اشعار زیبا ، عکس های با معنا و معرفی دلنشین خودتان ، به نظرم قالب وبلاگ هم برای این مضمون بسیار مناسب بود . و چقدر پردردیم که از درد شاعر لذت می بریم .

فریبا جلالیان

سلام استاد گرامی از پهنه ی همیشه ی فارس بوشهر -برازجان هستم هوای ما انقدر پاک وتمیز است که حس شعر را در تار وپودمان پهن میکند نمی دانم انجا چه حال وهوایست شعرنوش هایم شاید برای طبع ظریف وعطش ناک شماکم است اما برای نقد هم که باشد گوارای وجودتان

هادی

سلام استاد ارجمند من عاشق شعراتونم اگه شعر تازه ای دارین .....بذارین ممنون!!چن تا از شعراتونم برداشتم حلال کنین!!

معصوم

فوق العاده.... ممنون عزیز

&

با افتخار لينك شديد[گل]

شمسی

خیلی سخته کسی ازدوستش اونم ازپشت خنجربخوره دارم میترکم ازحرص

شايسته

فوق العاده است فقط كتاب جديد آقاي فاضل نظري يعني ضد چاپ شده شعراي اونم بزاريدسايتتون به ادم خيلي ارامش ميده مخصوصا آهنگش.ممنون