رازدان ... (غزلی از فاضل نظری / آن ها)

ما را برای رونق بازار می‌خواهی

ای باغبان تا چند گل را خوار می‌خواهی

 

اسفندو فروردین ما فرقی نخواهد داشت

تقویم را بیهوده در تکرار می‌خواهی

 

پاداش حرف حق زدن جز سربلندی نیست

حق با من است اما مرا بر دار می‌خواهی

 

ای دل چرا دست از سر من برنمی‌داری؟

تا کی مرا از زندگی بیزار می‌خواهی؟

 

ای عشق، ای سنگ صبور روزهای من

امشب خودت هم محرم اسرار می‌خواهی

 

فاضل نظری، آن‌ها

.

/ 1 نظر / 102 بازدید
shaghayegh

همیشه ان کس که باید ببیند نمیبیند[خنثی]