سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ... (غزلی از قیصر امین پور)

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

 

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم

 

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم

اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم

 

اگر دل دلیل است، آورده‌ایم

اگر داغ شرط است، ما برده‌ایم

 

اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گُرده‌ایم

 

گواهی بخواهید، اینک گواه

همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم

 

دلی سر بلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده‌ایم

 

قیصر امین پور

/ 3 نظر / 2060 بازدید
افسانه

سلام دوست عزیز به وبلاگ منم بیا خوشحال میشم منتظرتم

پوریا پارسا

سلام.تصمیم گرفتم شخصی هامو توی یه وبلاگ منتشر کنم. همونطور که همه ی وبلاگ نویسا می دونن ارزش هر نوشته به خواننده های اونه پس دعوتت می کنم یه سری به خونه ی تازه تاسیس ما بزنی.قصد دارم هر روز بنویسم.امیدوارم دوست های خوبی پیدا کنم...

ح

چقدر این شعر زیباست ...و صدای دلنشین زنده یاد ناصر عبداللهی زیباترش کرده...