به روز واقعه بردار ابروانت را ... (غزلی از علیرضا بدیع)

به روز واقعه بردار ابروانت ر

برای دلبری آماده کن کمانت را

 

نگاه من پی معماری نوین تنت

به کشف آمده تاریخ باستانت را

 

رسیده تا کمرت گیسوان و  می‌ترسم

میان خرمن مو گم کنم میانت را

 

ندیده وصل طلب کردم! این زمان چه کنم؟

علی‌الخصوص که دیدم تن جوانت را

 

من از دهان تو در حیرتم که از تنگی

خدا چگونه میانش دمیده جانت را؟!

 

به یمن چشم تو شاعر شدن که آسان است

نیم پیامبری راستین، زمانت را

 

دو آیه آینه بر من بخوان! که تذکره‌ها

رسانده اند به جبریل دودمانت را

 

گرفته‌ام به غزل پیشی از چکاوک‌ها

تو نیز در عوضش غنچه کن دهانت را!

 

علیرضا بدیع

/ 1 نظر / 16 بازدید
هلنا

وبلاگ قشنگی دارید به منم سر بزنید