# محمد_سلمانی

من آن ستاره نامرئی ام که دیده نشد ... (محمد سلمانی / تب نیلوفری)

  من آن ستاره‌ی نامرئی‌ام که دیده نشد صدای گریه‌ی تنهاییش شنیده نشد   من آن شهاب شرار آشنای شعله‌ورم که جز برای زمین‌خوردن آفریده ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 474 بازدید

کاش سری داشتم افسانه ای ... (غزلی از محمد سلمانی)

کاش سری داشتم افسانه‌ای همسفری داشتم افسانه‌ای   کاش که در لحظه‌ی بیچارگی چاره‌گری داشتم افسانه‌ای   کاش به جای پدر خاکی‌ام ناپدری داشتم افسانه‌ای   عشق سر سفره‌ی ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 213 بازدید