حلقه ی دوزخ ... (غزلی از فاضل نطری / آن ها)

اگر چون رود می‌خواهد که با دریا بیامیزد

بگو چون چشمه بر زانو گذارد دست و برخیزد

 

به حرف دوستان از دست من دامن مکش هرچند

به ساحل گفته‌اند از صحبت دریا بپرهیزد

 

چه بیم از دیگران؟ در چشم مردم بوسه می‌گیریم

که با این معصیت‌ها آبروی ما نمی‌ریزد

 

بیا سر در گریبان هم از دنیا بیاساییم

مگر ما را خدا «باهم» در آن دنیا برانگیزد

 

در این پیرانه سر، سجاده‌ای دارم که می‌ترسم

خدا با آن مرا از حلقه‌ی دوزخ بیاویزد

 

مرا روز قیامت با غمت از خاک می‌خوانند

چه محشر می‌شود مستی که از خواب تو برخیزد

 

فاضل نظری، آن‌ها

.

/ 12 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هلنا

سلام وبلاگ قشنگی دارید من شما رو لینک کردم اگه دوست داشتید شما هم این کارو بکنید

هلنا

سلام وبلاگ قشنگی دارید ممن شما رو لینک کردم اگه دوست داشتید شما هم این کارو بکنید

نسرین

ای کاش فریبی به سرابم ببرد تا کشف دقیقه های نابم ببرد یا روی درخت سیب بیدار شوم یا زیر درخت کاج خوابم ببرد

امین

سلام من کلیپ رو از مبارز کلیپ گرفتم یه پیام بش بده ببین باقیش رو نداره یازینب

زینب

مرا به روز غیامت غمی که هست این است که روی مردم دنیا دوباره باید دید

فانوس

چقدر وبتون غمناکه متاثر شدم:(

ناناز

شدیدا پسندیدم. شعرهای پرمغزی که تا مغز استخون آدم نفوذ می کنن... در لحظه لینکتون کردم... عمری باقی باشه حتما سر می زنم.

اوات

به صبح روز قیامت که سرزخاک درارم.....(سعدی)

لیلا

وبلاگت خیلی غمه! آدم دلش میگیره!

صبوح

سلام.ممنون از گزینش خوبتون.من شعرهای زیادی خوندم که کتاب های فاضل نظری هم جزوشه.خوندن غزلیات ایشون همون حسی رو به ادم منتقل میکنه که فقط مخصوص اشعار حافظه.این کارفقط ازعشقی برمیاد که ذره ذره وجود ادم بهش گره خورده،عشقی که هر لحظه شعله ورترمیشه وخواسته یا ناخواسته بیشتر درگیرت میکنه،وطبق گفته خود استاد درمقدمه گزیده اشعارکدام عشق بالاتر ازخداوند!عشق چه زمینی چه اسمانی وقتی جذابه که خدا براون حکم فرما باشه،اما متاسفانه برخی هوس های ناپاک رو مخاطب شعرشون قرار میدن و اون زمانه که افسرده میشن وروحشون ظرفیت درک عشق واقعی رو از دست میده.ببخشید طولانی شد.درددلی بود به امید رسیدن به گوش های معرفت جو.درپناه حق